<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>یا رقیه</title>
		<link>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>آخرین نماز در جمکران</title>
			<link>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/آخرین-نماز-در-جمکران</link>
			<pubDate>23:07:00 +0430 شنبه، 20 تیر 1405</pubDate>			<dc:creator>خانوم سبز</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1865898@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;در جمکران غمی غلیظ، تمام فضا را بلعیده بود. هر که را می‌دیدی یا گِل بیچارگی بر سر زده بود یا&amp;#8230; یا هیچ. همه‌ی آن مردمی که آنجا بودند، مانند تیکه‌هایی از یک آینه‌ی شکسته، سرگشته و گم‌گشته، دنبال راه فراری می‌گشتند تا بغض گلوگیرشان را به اشک برسانند. سکوتی مطلق همه جا را فرا می‌گیرد و فیلسوف نظام تکبیر را می‌گوید. چیزی در صداست که تکان می‌دهد.&lt;br /&gt;‌&lt;br /&gt;انگار آدم دارد نماز را بر پیکر خودش می‌خواند. ناگهان آن صدا می‌لرزد و کوه می‌ریزد. آیت الله جوادی آملی مردم را به گریه دعوت می‌کند. بغض آیت‌الله می‌شکند. اشکی بی‌صدا روی گونه‌های پخته‌ی او، منطق را به بازی می‌گیرد. یک لحظه استدلال‌ها گم می‌شوند و تنها احساس می‌ماند.&lt;br /&gt;‌&lt;br /&gt;«اللهم&amp;#8230; اللهم&amp;#8230; اللهم&amp;#8230;». سه بار. جان به لب می‌رسد و برمی‌گردد و هر بار لایه‌ای از سکوت را می‌درَد. سه بار. ریتمیک، غمگین و زیبا&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/آخرین-نماز-در-جمکران&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در جمکران غمی غلیظ، تمام فضا را بلعیده بود. هر که را می‌دیدی یا گِل بیچارگی بر سر زده بود یا&#8230; یا هیچ. همه‌ی آن مردمی که آنجا بودند، مانند تیکه‌هایی از یک آینه‌ی شکسته، سرگشته و گم‌گشته، دنبال راه فراری می‌گشتند تا بغض گلوگیرشان را به اشک برسانند. سکوتی مطلق همه جا را فرا می‌گیرد و فیلسوف نظام تکبیر را می‌گوید. چیزی در صداست که تکان می‌دهد.<br />‌<br />انگار آدم دارد نماز را بر پیکر خودش می‌خواند. ناگهان آن صدا می‌لرزد و کوه می‌ریزد. آیت الله جوادی آملی مردم را به گریه دعوت می‌کند. بغض آیت‌الله می‌شکند. اشکی بی‌صدا روی گونه‌های پخته‌ی او، منطق را به بازی می‌گیرد. یک لحظه استدلال‌ها گم می‌شوند و تنها احساس می‌ماند.<br />‌<br />«اللهم&#8230; اللهم&#8230; اللهم&#8230;». سه بار. جان به لب می‌رسد و برمی‌گردد و هر بار لایه‌ای از سکوت را می‌درَد. سه بار. ریتمیک، غمگین و زیبا&#8230;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/آخرین-نماز-در-جمکران">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/آخرین-نماز-در-جمکران#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1865898</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بدرقه نور</title>
			<link>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/بدرقه-نور</link>
			<pubDate>00:46:00 +0430 جمعه، 19 تیر 1405</pubDate>			<dc:creator>خانوم سبز</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1865742@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/arefeh86rm/quick-uploads/img_20260707_145211-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;960&quot; height=&quot;960&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زبانم به این واژه‌ها نمی‌گردد. نمازِ شبِ اولِ قبر، برای تو؟ من هنوز رفتنت را باور نکرده‌ام. هنوز جایی در دلم، چشم‌به‌راهِ بازگشت توست. هنوز گمان می‌کنم این همه، خوابی‌ست که صبحش از راه می‌رسد. هنوز باور نکرده‌ام که همهٔ پل‌های پشتِ سرت ویران شده است، که دیگر هیچ راهی برای بازگشت نمانده است. هنوز باور نکرده‌ام که هرچه فریاد بزنیم: «ای پسرِ فاطمه، منتظرِ تو هستیم»، دیگر درِ حسینیه گشوده نخواهد شد و قامتِ تو از آستانه‌اش پیدا نخواهد گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می‌گویند نماز بخوان، برای آرامشِ تو. مگر تو در آرامش نیستی؟ مگر این ما نیستیم که آرامشمان را با خود برده‌ای؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیش از آنکه نگرانِ تو باشم، از حالِ خودمان می‌ترسم. از این شبی که تازه فهمیده‌ایم داغ، بی‌صدا می‌آید و در گوشه‌ای از دل‌ خانه می‌سازد. خانه‌ای که دیگر ویران نمی‌شود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/بدرقه-نور&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/arefeh86rm/quick-uploads/img_20260707_145211-1.jpg" alt="" width="960" height="960" /></p>
<p>زبانم به این واژه‌ها نمی‌گردد. نمازِ شبِ اولِ قبر، برای تو؟ من هنوز رفتنت را باور نکرده‌ام. هنوز جایی در دلم، چشم‌به‌راهِ بازگشت توست. هنوز گمان می‌کنم این همه، خوابی‌ست که صبحش از راه می‌رسد. هنوز باور نکرده‌ام که همهٔ پل‌های پشتِ سرت ویران شده است، که دیگر هیچ راهی برای بازگشت نمانده است. هنوز باور نکرده‌ام که هرچه فریاد بزنیم: «ای پسرِ فاطمه، منتظرِ تو هستیم»، دیگر درِ حسینیه گشوده نخواهد شد و قامتِ تو از آستانه‌اش پیدا نخواهد گشت.</p>
<p>می‌گویند نماز بخوان، برای آرامشِ تو. مگر تو در آرامش نیستی؟ مگر این ما نیستیم که آرامشمان را با خود برده‌ای؟</p>
<p>بیش از آنکه نگرانِ تو باشم، از حالِ خودمان می‌ترسم. از این شبی که تازه فهمیده‌ایم داغ، بی‌صدا می‌آید و در گوشه‌ای از دل‌ خانه می‌سازد. خانه‌ای که دیگر ویران نمی‌شود.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/بدرقه-نور">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/بدرقه-نور#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://arefeh86rm.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1865742</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
